مير تقي الدين كاشاني
510
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
شعر سر جلفان عالم خان گيلان * كه از شمشير و كُشتى مىزدى دم هميشه تابع بىدولتان بود * كشيده سر ز حكم شاه عالم به كُشتى مايل و شمشيربازى * نه بازى ديده و نه زور محكم قضا فتحى چنان بر گردنش زد * كه تاجوتخت و بختش گشت درهم شبى تاريخ آن جستم ، خرد گفت * « يكى » از « تابع بىدولتان » « 1 » كم و ديگر از جملهء منظومات مشار اليه اين قطعه است از براى قلندر پسرى حيدرى اطوار گفته و اعتقاد بسيار آن طايفه بدين نظم دارند . شعر خواجگى هركس مريد حيدر تونى بود * كوچكِ او را دُرِ گوش است ماه خاورى شد مريد « 2 » شاه تونى چرخ هم پيرانه سر * ز آن به دوران بسته از خورشيد زنگ حيدرى اين قطعه را به زبان كاشى از براى يكى از صاحب داعيههاى كاشان گفته و الحق بسيار مضحك و شاعرانه است . شعر نه جُل گونهاى كه خواجه جانش پُورَه * نه بود كه چيا بغل كرى شاكشكى ايته نَه و اينَه چله چُر در ميز * گو در ميزى نزه بزرگ آبشكى و ايضا اشعار رنگين و منظومات پرفكر بسيار دارد و شعر و غزل را چنين مىگويد : غزليّات چو در حمام افروزد به خوبى روى زيبايش * شود هر جام ، چشمى روشن از بهر تماشايش ز رشك فوطهء حمام او بر خويش مىپيچم * كه دارد در ميانش دست و مىپوشد گهى پايش تن سيمين او ديدم در آب و مُردم از غيرت * كه بودى كاشكى در قلّتين چشم من جايش
--> ( 1 ) . شاعر با كسر عدد يك از معادل عددى « تابع بىدولتان » يعنى عدد 976 به سال 975 ه . ق اشاره كرده است . ( 2 ) . اصل : مزيد .